0

خودآگاهی چیست؟

خودآگاهی چیست؟

برای بیش‌ترِ ما توصیف ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری خود برای دیگران، کار سخت و دشواری است؛ برای مثال، ممکن است پاسخ به سؤال «چه کسی هستیم» سخت و دشوار باشد. سخت بودن این موضوع به این علت است که خودآگاهی نداریم یا نمی‌دانیم چگونه به خودآگاهی برسیم.

بیش‌تر ما فقط درمورد ویژگی‌های کلی و عمومی خود، از جمله سن، جنس، نام‌خانوادگی، تحصیلات، وضعیت شغلی و … خود صحبت می‌کنیم و از ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری خود اطلاعات کافی و مناسبی نداریم. به عنوان مثال، نمی‌دانیم که چه کارهایی را خوب می‌توانیم انجام دهیم چه ویژگی‌های اخلاقی خوب و مثبتی داریم، به چه علت مهربان هستیم و چه ویژگی‌های منفی اخلاقی داریم.

رشد خودآگاهی به فرد کمک می‌کند تا دریابد که تحت استرس قرار دارد یا خیر. به طور معمول، این امر پیش‌شرط ضروری برای روابط اجتماعی و ارتباط موثر و همدلانه‌ محسوب می‌شود.

به طور کلی، در مهارت خودآگاهی می‌آموزیم که با تکیه بر نقاط قوت خود، در جهت بهبود نقاط ضعف خود تلاش کنیم. افراد با استفاده از این آگاهی خود نسبت به نقاط ضعفشان، می‌توانند تسلط بیش‌تری بر خود داشته‌باشد.

خودآگاهی چیست

سه لایه از خودآگاهی

خودآگاهی مانند یک پیاز است؛ لایه‌های زیادی دارد و هر چه بیشتر لایه‌هایش را بردارید احتمال اینکه به اشک بیفتید بیشتر می‌شود. فرض کنیم اولین لایه پیاز خودآگاهی، درک ساده احساسات فرد باشد:

لایه اول

(اکنون زمانی‌ست که من شاد هستم. این موضوع، مرا غمگین می‌کند. این کار به من امید می‌دهد.) همه ما نقاط کور احساسی داریم که غالباً مربوط به احساساتی می‌شوند که در زمان بزرگ شدن به ما گفته‌اند که احساسات نامناسبی هستند!

– پس آنها را سرکوب یا از آنها اجتناب کرده‌ایم. – سالها تمرین و تلاش لازم است تا در شناخت این نقاط کور خود موفق شویم و بعد احساسات مرتبط را به روشی مناسب بیان کنیم‌ اما این کار بسیار مهم است و ارزش این تلاش‌ها را دارد.

لایه دوم خودآگاهی

دومین لایه، توانایی پرسیدن چرایی برخی از احساسات است. پرسش‌های چرایی، پرسش‌های سختی‌اند و معمولا مدتها طول می‌کشد تا به حدی برسیم که بتوانیم همیشه به آن‌ها جواب‌های دقیق بدهیم. بیشتر افراد برای شنیدن این پرسش‌ها برای بار اول در زندگی، باید به روانشناس مراجعه کنند.

(هدف این پیج نیز پرسشگری‌ست نه تولید پاسخ!) این پرسشها مهم هستند زیرا موفقیت یا شکست ما را مشخص می‌کنند. چرا عصبانی هستید؟ آیا به این علت که در رسیدن به هدفی شکست خورده‌اید؟ آیا به این علت که فکر می‌کنید به اندازه کافی خوب نیستید؟

لایه سوم

سومین لایه که عمیق‌ترست ارزشهای فردی ماست. چرا من فکر می‌کنم این ماجرا موفقیت آمیز یا شکست خورده است؟ من چه ملاکهایی را برای ارزیابی خودم به کار بگیرم؟ با چه معیارهایی خودم و اطرافیانم را قضاوت می‌کنم؟ رسیدن به این لایه که نیازمند پرسش‌ها و تلاشهای مکرر است بسیار دشوار است؛ اما اهمیت آن از همه بیشتر است.

زیرا ارزشهای ما تعیین کننده طبیعت مشکلات ماست و طبیعت مشکلات ما مشخص می‌کند که کیفیت زندگی ما چگونه باشد. اگر ارزشهای ما مفید نباشند و اگر موفقیت یا شکستی که تعیین می‌کنیم به درستی انتخاب نشده باشد هر چیزی که بر اساس این ارزشها بنا شده‌اند مثل افکار، احساسات و عواطف روزمره، همگی به هم می‌ریزند.

هر فکر یا احساسی که نسبت به پدیده‌ای داشته باشیم به این برمی‌گردد که آن را چقدر ارزشمند می‌دانیم – و نگرش ما نسبت به آن چیست؟-‌ بیشتر افراد در دادن پاسخهای دقیق به پرسشهای چرایی، خوب عمل نمی‌کنند و این مسئله باعث شده که به درک عمیق‌تری از ارزشهای خود نرسند.

انواع آگاهی از خود

خود فیزیکی:

به تصویری که هر شخص از ظاهر فیزیکی خود دارد گفته می‌شود. آیا از ویژگی‌های ظاهری خود راضی هستیم یا احساس خوبی نداریم؟

خود جنسیتی:

تصور یا برداشتی است که هر کس از هویت جنسی و تمایلات خود دارد. به عبارت دیگر آیا از زن یا مرد بودن خود احساس رضایت داریم یا خیر؟

خود اجتماعی:

به تصوری که فرد از جایگاه اجتماعی خود دارد گفته می‌شود. یعنی دیگران ما را چگونه می‌بینند؟ چگونه در گروه‌ها ظاهر می‌شویم؟ در اجتماع چه نقش‌هایی باید داشته باشیم؟ پایگاه اجتماعی ما چگونه است؟

دیگران با ما چگونه هستند و ما با دیگران چگونه‌ایم؟

خود معنوی:

تصور شخص از اعتقاداتش است که معمولا به زندگی و باورهای مذهبی او معنا می‌بخشد. برای مثال آیا مذهبی هستیم؟ آیا به زندگی پس از مرگ باور داریم؟

خود تاریک: جنبه خاصی از خود است که در برگیرنده اسرار ماست. چون دوست نداریم فاش شود معمولا انرژی زیادی برای مخفی نگه داشتن آن صرف می‌کنیم.

خود آرمانی:

بخشی از ما هست که می‌خواهیم به آن برسیم. مدام در این فکر هستیم که چگونه به نظر می‌آییم؟ با نگاه به زندگی دیگران خودمان را با آنها مقایسه می‌کنیم سپس در ذهن خویش تصویری از خود می‌سازیم که دوست داریم آن باشیم که به آن خود آرمانی می‌گویند.

خود واقعی:

درونی‌ترین بخش وجود ما خود واقعی است که آن را به خوبی می‌شناسیم ولی افراد محدودی از آن آگاه هستند. ممکن است از دیگران پنهان کنیم چون نگرانیم از این که اگر دیگران خود واقعی ما را بشناسند علاقه‌شان را نسبت به ما از دست بدهند.

در مقاله  خود دوستی که نتیجه پذیرش مستقل و بی‌شرط خویشتن است؛ یاد می گیریم من خویشتن منحصر بفردم را هر طوری که هست؛ ابتدا مشتاقانه بپذیرم و بعد برای بهبود نقصهای قابل رفع آن، تلاش کنم.

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *