تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس چیست؟
چرا اکثر ما تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس را اشتباه میفهمیم؟
«آیا تا به حال کسی را دیدهاید که در مقابل صدها نفر با قدرت سخنرانی میکند، اما در تنهایی خودش احساس بیارزشی و پوچی دارد؟ یا برعکس، کسی که به تواناییهایش ایمان چندانی ندارد، اما خودش را عمیقاً دوست دارد؟ این دقیقاً همان تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس است.
کمتر کسی هست که اسم اعتماد به نفس و عزت نفس را نشنیده باشد و ازآن طرف کمتر کسی است که تفاوت این دو را بداند در این مقاله به طور کاملا علمی و دقیق تفاوت بین عزتنفس و اعتماد به نفس را متوجه می شوید.
عزت نفس (self esteem) عبارتست از:
احساس ارزشمندی درونی و احترام گذاشتن به خویشتن، ارتباط صادقانه با خود و حقیقت گویی و توانایی در دوست داشتن و عشق ورزیدن به همه و بالاخره داشتن تصویر ذهنی خوب از خود و سازگاری با جهان هستی و در کل امنیت معنوی و تفاهم با آنچه که هستیم.
قضاوت ها و ارزیابی هایی که کودک در طی فرآیند رشد از خود به عمل می آورد و در تعامل با محیط و اطرافیان تثبیت می گردد در نهایت منجر به پدیداری عزت نفس در او می شود.
در افراد فاقد عزت نفس هراس و ترس از واقعیت در فرد وجود دارد. ترس از افشا شدن، فرو ریختن تظاهرها و وانمودها.
عزت نفس بالا:

افرادی که از عزتنفس بالایی برخوردارند، ازآنچه هستند، راضی و خشنودند. این افراد برای اینکه حسب و حال بهتری پیدا کنند، هیچ نیازی به مصرف مواد مخدر یا روی آوردن به رفتارهای پرخطر نمیبینند. چنین افرادی برای اینکه حس خوبی دربارهی خودشان پیدا کنند، به عوامل خارجی مانند پست و مقام یا درآمد بالا وابسته نیستند.
افراد دارای عزتنفس به خودشان، دیگران و محیط اطرافشان احترام میگذارند. انعطافپذیری ازجمله خصوصیات بارز این افراد است، به این معنی که بهآسانی قادرند خودشان را از ناامیدیها و شکستها بیرون بکشند. چنین افرادی از پیشرفت و تحول استقبال میکنند، اهل مدارا هستند و بهراحتی خشنود میشوند. عزتنفس بالا موجب میشود فرد راحتتر بتواند ببخشد و پذیرای خود و دیگران باشد.
اعتماد به نفس

اعتماد به نفس (confidence)
به معنی دیدن خود به عنوان فردی توانا، با کفایت، دوست داشتنی و منحصر به فرد با توجه به در نظر گرفتن تفاوت های فردیست. شکل گیری اعتماد به نفس در دوران کودکی با حمایت والدین از فرزندانشان به طور موثر شکل می گیرد.
افراد دارای اعتماد به نفس حتی وقتی که بعضی از انتظاراتشان برآورده نمی شود دیدگاه مثبتشان را حفظ می کنند و خودشان را قبول دارند. ریسک رد شدن از طرف دیگران را قبول می کنند به خاطر اینکه به توانایی های خود اعتماد دارند. آن ها نیازی به تایید دیگران ندارند.
بنا بر اعتقاد آلبرت بندورا داشتن اعتمادبهنفس بالا یا پایین در حالت کلی بیمعنی است. چراکه به گفتهی او اعتماد به نفس باید درزمینهٔ های مختلفی موردسنجش قرار گیرد.
بهعنوانمثال :
- من اعتماد به نفس بالایی در سخنرانی برای جمع دارم.
- من در نوشتن نامههای اداری اعتماد به نفس خوبی دارم.
- اعتماد به نفس من در یادگیری الکترونیکی بالا است.
بنابراین بهتر است همیشه جملات خود را به شکل “اعتماد به نفس من در فلان کار بالا یا پایین است” بیان کنید. زیرا در این صورت از بار منفی جملات کاسته میشود و حس خوبی نسبت به خودتان خواهید داشت.
اعتماد به نفس مهمتر است یا عزت نفس؟
پاسخ دقیقی به این سوال وجود ندارد؛ اما همانگونه که در تعریف اعتماد به نفس و عزت نفس اشاره کردیم، عزت نفس حس پایدارتری است و نشانگر ارزشی است ما به خودمان میدهیم. اساسا، ما یا عزت نفس داریم و یا نداریم.
اما در مورد اعتماد به نفس، این امکان وجود دارد که در یک کار، اعتماد به نفس داشته باشیم و در کار دیگر، نداشته باشیم.
کسی که عزت نفس دارد، در خودش این حس ارزشمندی را میبیند که سزاوار بهترینهاست، در نتیجه با تمرین و تکرار، میتواند مهارتهای دلخواهش را یاد گرفته و حس اعتماد به نفس را در خودش ایجاد کند.
آیا میشود اعتماد به نفس داشت و عزت نفس نداشت؟
سوال دیگری که می توان پرسید این است که آیا میشود اعتماد به نفس بالایی داشت ولی عزت نفس نداشت؟!
پاسخ مثبت است! ممکن است شما در کاری مهارت و تصویر ذهنی خوبی از خود بروز دهید و در آن کار بسیار توانمند ظاهر شوید که نتیجه آن میشود اعتمادبهنفس بالا اما در موضوع عزتنفس، خیلی موفق نباشید.
بالاخره تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس چیست؟
با توجه به توضیحات بالا اگر بخواهیم در چند خط تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس با یک مثال بیان کنیم عزتنفس ریشه درخت خود باوری است و اعتمادبهنفس میوه آن درخت. درختی که ( انسانی که) ریشه قوی نداشته باشد ( عرت نفس بالایی نداشته باشد) با یک باد خیلی معمولی ( با یک بی توجهی و انتقاد بقیه ) خیلی زود سرنگون می شود ( ناراحت می شود و به هم می ریزد)
درختی که میوه خوبی نداشته باشد آن درختی کارایی خاصی ندارد و فقط می توان از سایه آن درخت استفاده کرد که اگر آن را هم داشته باشد. این درخت آب مصرف می کند ، نور خورشید را می گیرد از مواد معدنی خاک استفاده می کند اما دریغ از نتیجه و بازدهی دقیقا مانند انسانی که در زندگی یک مصرف کننده است اما دریغ از اثرگذاری مثبت در زندگی خودش و دیگران.




