وابستگی عاطفی چیست؟
وابستگی عاطفی در بسیاری از مواقع، تنها یک نقاب زیبا بر چهرهی کمبود عزت نفس است. وقتی ما از درون احساس ارزشمندی نکنیم، به ناچار تمام بار معنا دادن به زندگیمان را روی دوش شخص دیگری میاندازیم. این گره خوردنِ حالِ خوب به تاییدِ دیگران، دقیقاً همان جایی است که وابستگی عاطفی متولد میشود.
در واقع، فردی که از عزت نفس پایینی رنج میبرد، به جای آنکه از رابطه لذت ببرد، مدام در حال تلاش برای “بقا” و “از دست ندادن” است؛ زیرا تصور میکند بدون آن رابطه، هویت و ارزشی نخواهد داشت
طریقی که تمامی زندگی فرد منوط به حضور شخص دیگر بوده و از دست دادن اش سبب برهم خوردن تعادل روانی شده و تمامی کار های روزانه وی را دچار اختلال می کند از دست دادن منبع وابستگی به منزله فروپاشی درونی شخص وابسته است و در نهایت منجر به افسردگی، انزوا و کناره گیری شخص می شود.
یکی از اختلا ل هایی که وابستگی ایجاد می کند این است که تصمیم گیری های روزمره فرد را دچار اشکال می کند و وی مدام به دنبال این است که تصمیماتش مورد تایید قرار گیرد و کسی باشد که به وی اطمینان خاطر دهد کارش درست است.
ترس و ناامنی:
از دیگر نشانه ها ترس و ناامنی است. در یک رابطه عاطفی حقیقی تنش و ترس وجود ندارد، اما یک فرد وابسته همیشه در ترس و وحشت به سر می برد که مبادا منبع عشق اش را از دست بدهد. حسادت، کنترل افراطی و محدود کردن آزادی نیز از دیگر نشانه های وابستگی هستند که زندگی را هم برای خود شخص و هم فردی که منبع وابستگی است سخت و دشوار می کند.
وابستگی یک رابطه عاطفی را به ناکامی می کشاند، زیرا انسان وابسته همواره فرد مقابل را وادار می کند به خاطر او، افکار و عقاید و نوع زندگی خودش را عوض کرده و به طور کلی طبق نظر او زندگی کند. مسلما چنین فردی هرگز نمی تواند عشق خود را همان طور که هست بپذیرد و او را دوست داشته باشد.
فرد وابسته به دیگران تکیه کرده و از توانایی فکر و اندیشه خود استفاده نمی کند. او بدون فکر در تمامی امور زندگی از دیگران تقلید کرده و از آن ها فرمانبرداری می کند.

رهایی از وابستگی عاطفی
در نهایت در زندگی ، فرد به جایی میرسد كه احساس میكند وابستگی تمامی زندگیاش را تحت تاثیر قرار داده است و باید برای حفظ عزت نفس خویش اقدامی جهت رهایی از بند وابستگی عاطفی انجام دهد، انجام برخی امور میتواند یاریگر فرد در این امر باشد:
رهایی از وابستگی عاطفی با بیان احساسات منفی و مثبت
حاصل از دست دادن منبع وابستگی یكی از راههایی است كه فرد از آن طریق قادر خواهد بود احساسات خود را بشناسد و جهت از بین بردن وابستگی عاطفی اقدام كند.
یكی از دلایلی كه افراد به دیگران وابسته میشوند، آگاهی نداشتن بر احساسات و هیجانات منفی است كه درون شان در حال شكل گیری است.
رهایی از وابستگی عاطفی با بالا بردن عزت نفس
آموختن روشهای تقویت عزت نفس، كمك فراوانی جهت رهایی از وابستگیهای عاطفی به افراد میكند.
رهایی از وابستگی عاطفی با فعالیتهای اجتماعی گسترده
همانطور كه گفته شد یكی از علل وابستگی، ترس از تنهایی و طرد شدن است، زمانی كه فرد احساس كند در اطرافش دوستان و آشنایان زیادی هست كه در مواقع بحران عاطفی در كنارش هستند، مسلماَ راحتتر میتواند از بند وابستگی عاطفی رها شود و یا اینكه تمامی سرمایهگذاری عاطفیاش را
بر روی یك شخص واحد نمیكند كه بدون وی قادر به زندگی نباشد. در واقع، همه سرمایه عاطفیاش را یك جا قرار نداده كه با رفتن یك فرد نابود شود و آزادی فرد مقابلاش را هم سلب نماید.
رهایی از وابستگی عاطفی با آموختن نه گفتن آموختن مهارتهای جراتمندی
آموختن نه گفتن یكی دیگر از راههایی است كه افراد را از وابستگی میرهاند و به وی جرات میدهد كه به برخی رابطهها و درخواستها نه بگوید كه همه این مهارتها در سایه افزایش اعتماد به نفس شكل میگیرد.
رهایی از وابستگی عاطفی با مراجعه به روانشناس جهت ریشهیابی و حل مشكل و تغییر رفتار و نگرش فرد وابسته
جلسات درمانی به فرد كمك میكند به ریشه وابستگیهای خود پی برده و آگاهانه در جهت رفع آن بكوشد، نباید نادیده گرفت كه رفع وابستگی عاطفی به سادگی امكانپذیر نیست، زیرا وابستگی، ناكامی، نگرانی و اضطراب به همراه دارد و رها شدن از این احساسات ناخوشایند گاهی به تنهایی امكانپذیر نمیباشد.
علائم وابستگی عاطفی
از علائم وابستگی عاطفی نداشتن احساس ارزشمندی است
از نشانههای عمده وابستگی، نداشتن احساس ارزشمندی است. در وابستگی، ارزش، لیاقت و شایستگی فرد وابسته را دیگران تعیین و تایید میكنند. یعنی، فرد در صورت از دست دادن آن عامل یا آن رابطه، و عدم تایید، تحسین و تصدیق از سوی مقابل، احساس ناتوانی، حقارت و عدم ارزشمندی میكند.
این فرد چون توانمندیهای خود را نشناخته و آنها را باور ندارد، گمان میكند بدون حضور دیگران نمیتواند به خواستههای خود برسد.
از دیگر نشانهها ترس و ناامنی است.
در یك رابطه عاطفی حقیقی تنش و ترس وجود ندارد، اما یك فرد وابسته همیشه در ترس و وحشت به سر میبرد كه مبادا منبع عشقاش را از دست بدهد. حسادت، كنترل افراطی و محدود کردن آزادی نیز از دیگر نشانههای وابستگی هستند كه زندگی را هم برای خود شخص و هم فردی كه منبع وابستگی است سخت و دشوار میكند.
وابستگی یک رابطه عاطفی را به ناكامی میکشاند، زیرا انسان وابسته همواره فرد مقابل را وادار میكند به خاطر او، افكار و عقاید و نوع زندگی خودش را عوض كرده و بهطور كلی طبق نظر او زندگی كند.
مسلما چنین فردی هرگز نمیتواند عشق خود را همانطور كه هست بپذیرد و او را دوست داشته باشد. فرد وابسته به دیگران تکیه كرده و از توانایی فكر و اندیشه خود استفاده نمیكند. او بدون فکر در تمامی امور زندگی از دیگران تقلید کرده و از آنها فرمانبرداری میکند.




