چه چیز هایی به شما احساس ارزشمندی می بخشند؟
احساس ارزشمندی چیست؟
به بیان ساده، احساس ارزشمندی میزان اهمیتی است که برای خود قائل هستیم: دورنمایی احساسی از خودمان که مشخص میکند در مقایسه با دیگران چه احساسی درباره خودمان داریم و دلیل آن چیست. احساس ارزشمندی بخشی بنیادی از وجود ماست و برداشت ما از خودمان را شکل میدهد.
هرآنچه دربارهشان فکر میکنیم، هر احساسی که داریم و حتی چگونگی رفتار ما محصول ارزشی است که خودمان به خودمان میدهیم. احساس ارزشمندی موضوع حساسی است. در ادامه، توصیههایی برای شناسایی ارزش خودتان ارائه میکنیم.
وقتی احساس ارزشمندی ندارید از خود واقعیتان فاصله دارید! زیرا نقابهایی به چهره میزنید تا مورد تایید و پسندیده دیگران باشید! از دیگران لبریز میشوید و از خودتان، بیگانه..! خودتان را اصلا نمیشناسید و بارها خودتان را به جای دیگران جا میزنید!
افکار و احساساتی هم که تجربه میکنید از خود واقعی شما نیستند! خود واقعی شما از کودکی، پشت ترس، گناه، خجالت، توهم، انکار، اجتناب و… سرکوب و پنهان شده و اجازه بروز نداشته است!
برای اینکه بتوانید رشد درونی کنید و در مسیر شکوفایی استعدادهای درون خود باشید:
بایستی خودتان را تمام و کمال زندگی کنید. اما خودی که برای جلب توجه دیگران، هیچ وقت، نه نگفته است و نتوانسته خودش باشد! خودی که فقط به خاطر اینکه دیگران را ناراحت نکند یا راضی نگه بدارد؛ همیشه از آنچه بوده و خواسته؛ دست کشیده است!
فردی که آرزوهای والدین را دنبال کرده؛ نه راه و رسمی که خودش انتخاب کرده است! خودی که فقط برای اینکه ازدواج کند یا کسی او را بخواهد و دوست داشته باشد؛ نقش بازی کرده است!
ابراز نظر و عقیده کردن
شخصی که از ابراز نظر و عقیده مستقل خود ترسیده و برای اینکه قضاوت نشود؛ سالهاست به روشی که اعتقاد ندارد زیسته است! خودی که فکر میکند وسیله رفع نیازهای دیگران است و باید پیرو احساس، فکر و عقیده دیگران باشد!
کسی که برای اینکه با واقعیتها مواجه نشود؛ خود را پشت توهمات، پنهان و انکار کرده است و… این خود که نمیداند کیست و چیست؛ نمیتواند خودش را نیز ارزشمند بداند!
اولین قدم در مسیر خود ارزشمندی، کشف خویشتن، برداشتن نقابها و روبرو شدن با تضادهای درونیست. باید به این واقعیت برسید که توسط یک خود ساختگی دارید هدایت میشوید!
برداشتن نقابها و روبرو شدن با تضادهای درونی، کاری سخت و رنج آور است! ممکن است با احساسات ترس، گناه و خشم روبرو شوید اما در نهایت، با کنار رفتن نقابتان، محبت و عشق را نسبت به خودتان تجربه میکنید.
ممکن است اصلا احساس نکنید که خودتان نیستید و شدیداً با مکانیزمهای دفاعی، خود واقعیتان را پس بزنید؛ اما اگر حداقل در این حد آگاهی دارید که مشکلاتی درونی هست که نمیدانید ریشه در کجا دارند بهتر است روان درمانی انجام دهید. در یک رابطه درمانی، چون احساس امنیت و آزادی میکنید؛ احساسات واقعیتان را بروز میدهید!
آدمی که از ابراز نظر و عقیده مستقل خود ترسیده و برای اینکه قضاوت نشود؛ سالهاست به روشی که اعتقاد ندارد زیسته است! خودی که فکر میکند وسیله رفع نیازهای دیگران است و باید پیرو احساس، فکر و عقیده دیگران باشد!
خودی که برای اینکه با واقعیتها مواجه نشود؛ خود را پشت توهمات، پنهان و انکار کرده است و… این خود که نمیداند کیست و چیست؛ نمیتواند خودش را نیز ارزشمند بداند!

چه چیز هایی به شما احساس ارزشمندی می بخشند؟ آیا اگر همین ها نباشند شما احساس حقارت نمی کنید؟
۱-اگر ارزش ما برابر با عملکردها، مهارتها و خصوصیات ما یا وابسته به تایید دیگران باشد؛ هر بار ممکن است به ما احساس حقارت دست بدهد! چون هم کامل، بینقص و بیاشتباه نیستیم؛ هم اینکه، تایید و رضایت همه را، همیشه نمیتوانیم جلب کنیم!
۲- شما یک یا چند نقص و شکست از خود را ملاک خوب یا بد بودن خود قرار میدهید و آن را به کل شخصیت خودتان تعمیم میدهید و نهایتا تفسیر میکنید که من ارزشمند نیستم! این در حالی است چگونه یک ضعف یا شکست میتواند دقیقا برابر با ارزشمندی شما باشد؟!
معیارهای ارزش در شما نباید اینقدر ناپایدار، متغیر و ضعیف باشند زیرا همیشه باعث میشوند شما به سمت بیارزشی پیش بروید؛ یا به سمت دفاع از ارزشی که آن را در حال از دست رفتن میپندارید!
۳- میگویید فلانی بیارزشم کرد یا ارزش من را پایین آورد. اگر ارزش من وابسته به تایید دیگران باشد هر کس میتواند آن را کم یا زیاد کند! ممکن است ما از رفتار بد دیگران حس بدی کنیم و ناراحت شویم اما تا زمانی که افکار حقارت آمیز در ما وجود ندارد احساس بیارزشی نمیکنیم!
پس هر فکری که ارزش شما را مشروط و وابسته به عوامل بیرونی یا متغیر میکند و هر فکری که میخواهد حتما و باید چنین و چنان باشید تا ارزشمند شوید را زیر سئوال ببرید.
احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس
1- ما برای کسب احساس ارزشمندی چیزهایی را برای خود میسازیم و کسانی را بُت میکنیم! حالا میترسیم همان چیزهایی که با دست خود ساختهایم و آدمهایی که خود بزرگ کردهایم اگر نباشند احساس ارزشمندی ما از بین برود! این احساس ارزشمندی از جنس ترس و تردید است و دیر یا زود از دست رفتنی!
2- من مهمتر و ارزشمندتر هستم یا کاری که انجام میدهم!؟ اگر کار من مهمتر و ارزشمندتر از خود من باشد پس اهمیت و ارزش من زیر سوال میرود! اما اگر من خود را مهم و ارزشمند بدانم؛ برای کار بهتر، تلاش میکنم و اگر هم با شکست و اشتباه در کارهایم مواجه شدم احساس بیارزشی نمیکنم!
3- بهبود مهارتهایتان را با بهبود خودتان اشتباه نگیرید! مثلا شما ممکن است در انجام کاری استعداد و مهارت داشته باشید یا چون بسیار آن را انجام دادهاید با تکرار و تمرین در آن به اعتماد بنفس رسیدهاید.
اما وقتی با شکست یا اشتباه در آن مواجه میشوید خودتان را نمیبخشید و بسیار سرزنش میکنید! چون روی بهبود و عزتنفس خود کار نکردهاید! برای افزایش عزت نفس در دوره عزت نفس استاد اکرم ملامحمدی ثبت نام نمایید.



